کد پیام: 476
شناسه: ن/ 2 س/۴۲۸۳۸۸۹۴۳۱۱
زمان مخابره: ۴:۳۸:۴۳ - ۲۸ دلو ۱۳۸۹
Print This Post Print This Post
تحلیل محتوا

تحلیل محتوا را از نظر شکل باید فنی برای دستیابی به استنتاجات قابل بازنمایی (Replicable)  و معتبر از داده‎های متن و زمینۀ آنها دانست.

آرشیو ۱۸ , حوت , ۱۳۸۸ 

کلاوس کریپندورف، ترجمۀ محمّد سعید ذکایی

تحلیل محتوا

 حلیل محتوا را از نظر شکل باید فنی برای دستیابی به استنتاجات قابل بازنمایی (Replicable)  و معتبر از داده‎های متن و زمینۀ آنها دانست. این تعریف، تعاریف برنارد برلسون را که تحلیل محتوا را با توصیف علمی از محتوای ارتباطات برابر می‎داند و نیز تعریف هارولد لاسول را که تحلیل محتوا را «کمّی‎سازی محتوای مورد انتقال پیام‎ها» می‎داند، در بر‎می‎گیرد. اُل.آر. هلستی در تعریف تحلیل محتوا پیش زمینه‎هایی مثل «چه‎کسی» (منبع ارسال پیام)، «چرا» (فرآیند رمزیابی)، «چگونگی» (مجرای ارتباطی) و نتایج یا تأثیرات پیام بر «مخاطبان» را اضافه می‎کند.

     اگرچه امروزه تصورات معمول از محتوا (انواع پیام) و زمینه‎های ارتباط (پیام توسط چه کسی و به چه کسی می‎رسد) در تحلیل محتوا رایج هستند، در تعریف رسمی آن، شرایط و زمینه‎های ارتباطی دیگر مثل شرایط روان‎کاوانه (شرایط روان‎شناختی که گزارۀ خاصی را تبیین می‎سازند)، نمادی (منافع اجتماعی و اقتصادی که اساس یک برنامۀ خاص تلویزیونی را تشکیل می‎دهند)، و فرهنگی (کارکردهایی که آداب خاص فرهنگی را عهده‎دار هستند) نیز قرار دارند.

داده‎های مورد استفاده در تحلیل محتوا

مشخص‎ترین منبع داده‎های مناسب برای تحلیل محتوا، متونی هستند که معانی به‎صورت متعارف به آنها انتساب می‎یابند. سخنرانی‎های شفاهی، اسناد کتبی و جلوه‎های تصویری از جملۀ این منابع‎اند. رسانه‎های جمعی مشخص‎ترین زمینه برای چنین تحلیل هستند و عرصۀ ادبیات متأثر از تحلیل محتوای روزنامه‎ها، کتاب‎ها، گزارش‎های رادیویی، فیلم‎ها، نمایش‎های کمدی و برنامه‎های تلویزیونی است. با این حال از این فن در مورد داده‎هایی که عمومیت کمتر دارند نیز به‎طور فزاینده استفاده می‎شود. نامه‎های شخصی، گفت‎وگوی کودکان، مذاکرات خلع سلاح، شهادت شهود در دادگاه، گزارش‎های سمعی و بصری از جلسات درمانی، پاسخ به سؤالات مصاحبه‎های عمومی و آزاد و کنفرانس‎های کامپیوتری در این دسته قرار می‎گیرند. داده‎هایی که تنها برای گروه‎های کوچکی از کارشناسان معنی‎دار هستند نیز در این مقوله مورد بررسی قرار می‎گیرند که از جملۀ آنها می‎توان به تمبرهای پستی، طرح‎های نقش بسته بر روی کوزه‎های سفالی قدیم، اختلالات هنگام سخنرانی، فرسایش و پارگی کتاب‎ها و تحلیل خواب اشاره کرد. در هر حال هر چیزی را که به‎حد کافی فراوان باشد و از معانی نسبتاً ثابتی در نزد گروهی از افراد برخوردار باشد می‎توان تحلیل محتوایی کرد.

 موارد استفاده از تحلیل محتوا

از تحلیل محتوا به‎ندرت برای توصیف ساخت ادبی محتوای ارتباطات استفاده می‎شود. پیدا کردن موارد استفاده از کلمات زشت در پخش برنامه‎های رادیویی یا جمله‎بندی دقیق از تعهدات تبلیغاتی سیاستمداران را باید مواردی استثنا دانست. استفادۀ منظم از داده‎های تحلیل محتوا، امکان پذیرش استنتاجاتی را که فراتر از فهم و درک متنی دشوار هستند، تا اندازۀ زیاد فراهم می‎سازد. خوانندگان معمولی (شامل محققان ادبی) معمولاً با مطالعۀ حجم زیادی از مطالب خواندنی، چشم‎انداز خویش را تغییر می‎دهند و در حمایت از فرضیه‎های موردنظر خود نوعی ادارک انتخابی را به‎کار می‎بندند. تحلیل محتوا نه تنها بخت و امکان توجه و پرداختن یکسان به همۀ واحدهای تحلیل را ــ خواه در آغاز متن آورده شوند و خواه در پایان ـ فراهم می‎سازد؛ بلکه به‎علت بی‎توجهی به فرد تحلیل کننده یا مکان و زمان تحلیل، نوعی عینیت (Objectivity) را نیز به‎کار می‎بخشد. به‎علاوه تحلیل محتوا این امکان را به محققان می‎دهد تا چارچوب مورد نظر خویش را در تحقیق به‎کار بندند، و در نتیجه باب مجموعه‎ای غنی از سازه‎های (Constructs) اجتماعی علمی گشوده می‎گردد که بر اثر آن متون نامأنوس برای یک گروه فرهنگی، محتوایی معنی‎دار پیدا می‎کنند. دو خصیصۀ فوق این امکان را برای یک تحلیل‎گر محتوا فراهم می‎سازند تا توصیفی جمعی از استنتاجات ذهنی را براساس مجموعۀ وسیعی از داده‎ها ارائه کند. این داده‎ها نشان دهندۀ روندها، الگوها و تفاوت‎هایی هستند که پی‎بردن به آنها در این مرحله تنها برای افراد آموزش‎دیده میسر است.

 مطالعه در محتوای رسانه‎ها

دریافت میزان اهمیت نویسندگان، پدیدآورندگان آثار، رسانه‎ها یا حتی کل فرهنگ‎ها به مقولات موضوعی خاص احتمالاً باید گسترده‎ترین موارد استفاده از تحلیل محتوا تلقی شود. برای چنین استنتاجی معمولاً فراوانی و یا میزان تکرار موضوع مورد توجه قرار می‎گیرد. به‎عنوان مثال چگونگی تغییر در پرداخت روزنامه‎ها به مقولات خبری در طول زمان، نحوۀ ورود آگهی‎های تبلیغاتی در پوشش مسائل مذهبی و نیز نحوۀ سبقت‎جویی اخبار مربوط به ورزش و جرائم بر اخبار فرهنگی را می‎توان نمونه‎های اولیه‎ای از موارد تحلیل محتوا دانست. دستۀ دیگر تحلیل‎گران تلاش کرده‎اند تا میزان تفاوت در توجه و نوع پوشش روزنامه را با توجه به قومیت، میزان خواندنی بودن مطالب، مسائل اقتصادی و مطالبی از این قبیل تبیین کنند. انگیزۀ انجام بسیاری از این مطالعات احساس رعایت نشدن معیارهای روزنامه‎نگاری به‎طور کامل است. مثلاً در بسیاری از مطالعات تحلیل محتوا که با هدف آشکار ساختن نابرابری در پوشش خبر طرفین یک مناظرۀ عمومی و فقدان توازن، و برخورد طرفدارانه نسبت به یک مسئله یا شخصیت عمومی و یا کشور خارجی انجام می‎گیرند رعایت انصاف (Fairness) مورد تأکید واقع می‎شود.

     هدف، در بسیاری از تحقیقات اجتماعی، پی‎بردن به میزان توجهی است که بر پدیده، اندیشه یا گرایشی خاص معطوف می‎شود. در یکی از مطالعات اولیۀ تحلیل محتوا میزان تغییری که در تصویر قهرمانان مردمی در مجله‎های تخیلی در طی یک دورۀ چهل ساله پدید آمده بود، به‎دست آمد. براساس نتیجۀ این مطالعه تصویر ارائه شده از این قهرمانان از کارآفرینان (Enterpreneurs) به افراد سرگرم‎کننده تغییر کرده بود. به همان‎سان با استفاده از این شیوه در رسانه‎های متفاوت و در طول زمان، تصویر معلمان، دانشمندان، افسران پلیس و سیاستمداران هم به‎صورت تطبیقی مورد مطالعه قرار گرفته است. در یک تحلیل محتوای جهانی در مورد مظاهر یا نمادهای سیاسی در اسناد، گزارش‎های مربوط به اعمال نفوذ که در چند کشور به عمل آمد، کوشش شد تا تغییرات ساختاری در حکومت‎ها تشخیص داده شوند و به پیشگویی انقلاب بپردازند. تحلیل خصوصیات جمعیتی، اجتماعی، اقتصادی، قومی و حرفه‎ای جمعیت (جامعه آماری) منعکس در تلویزیون در مقایسه با خصوصیات مخاطبین نشان‎گر اغراض خاص و قابل ملاحظه‎ای بودند. مطالعاتی که در مورد نوع شدت و تداول خشونت تلویزیونی، گرایش نسبت به جنگ، نقش‎هایی که زنان در سریال‎های مردمی پذیرا هستند و مباحثی که هنگام فروش کالا یا خدمات صورت گرفته است، مبانی را برای نقد فرهنگی فراهم ساختند و به آگاهی عامۀ مردم از نحوۀ آفرینش اعتقادات خاص و نیز تقویت پیش‎داوری‎های موجود توسط رسانه‎ها کمک کردند.

     تحلیل محتوای منابع و مراجع خبری برای کشورهای خارجی در رسانه‎های گوناگون ملی، عدم توازن قابل ملاحظه موجود در جریان خبری بین‎المللی و میزان توجه به آن را نشان داد. همچنین ایجاد نظام‎ها و روش‎هایی برای ارزیابی محیط نمادین یک مؤسسه از طریق تحلیل محتوای گزارش‎های مطبوعات در مورد مسائل خاص؛ گرایش مورد توجه عامۀ مردم به آن مؤسسه؛ انجام آزمایش‎های تجربی در روابط‎عمومی؛ نشان دادن تغییرات مهم پدید آمده در تصور مردم از تولید مؤسسه، شرایط رقابت و مسائل دیگر را درپی داشته است.

     در دادگاه‎های آمریکا در مورد پرونده‎های سرقت ادبی (Plagiarism) و تخلفات حق پدیدآورنده و نیز در پروندۀ مشهوری که در برگیرندۀ هویت دفاتر خبر خارجی فعال در ایالات متحده است از شواهدی استفاده شده که با تحلیل محتوا به‎دست آمده‎اند. استنتاجاتی که در مورد آن پرونده به‎عمل آمدند براساس آزمون‎های متفاوتی بودند که دسترسی به اطلاعات، همسویی با اهداف اعلام شده تبلیغات (خارجی)، و انحراف از منابع خبری بی‎طرف را نشان می‎دادند.

نمودار ۱٫ (تحلیل محتوا) فرآیند تحقیق تحلیل محتوا

جمع‎آوری اطلاعات سری و مطالعات سیاسی

شناخت دولت‎ها در مورد تحولات سیاسی در کشورهای خارجی غالباً براساس ارتباطات است که این ارتباطات به شکل مکاتبات دیپلماتیک، پخش برنامه‎های سمعی و بصری، تحلیل‎های روزنامه‎نگاری در مطبوعات داخلی و یا سخنرانی‎هایی که به‎وسیله رهبران سیاسی غالباً به‎صورت ناخواسته برای تشریح این تحولات ایراد می‎گردند، انجام می‎پذیرد. اگرچه تحلیل‎گران سیاسی نوعاً کوششی جهت مشخص ساختن روش‎های به‎کار برده شده برای نتیجه‎گیری از این داده‎ها به‎عمل نمی‎آورند ولی با این حال شواهدی وجود دارد که در آنها تحلیل محتوا شناخت‎های مهمی را به‎دست داده است. خطابه‎هایی که به‎وسیله اعضای دفتر سیاسی حزب کمونیست به مناسبت زادروز ژوزف استالین ایراد شد، ساخت قدرت در هیئت رئیسه حزب کمونیست را آشکار ساخت و جانشینی  مورد انتظار وارثان قدرت را (که پس از مرگ استالین به اثبات رسید) آشکار ساخت. همچنین در خلال جنگ دوم جهانی استنتاجات در مورد شیوۀ جنگ در آلمان و تغییرات پدید آمده در رابطه بین دول محور براساس برنامه‎های داخلی رادیوـ تلویزیونی که به‎صورت منظم تحت نظارت بودند، استوار بود. به همان‎سان از سخنرانی‎های ژوزف استالین که با هدف تقویت روحیۀ آلمانی و نیز آماده ساختن مردم برای رویدادهای بعد ایراد شده بودند، به‎صورت موفقیت‎آمیزی برای کسب اطلاعاتی سری نظامی استفاده شد. استفاده از تحلیل محتوا برای ارزیابی رضایت یک کشور از توافق‎های محدود ساختن سلاح‎های استراتژیک پیشنهاد شده است.

     در تحلیل محتوای پیام‎های ارتباطی در شب جنگ اول جهانی، در خلال بحران موشکی کوبا (۱۹۶۲) و نیز در منازعۀ شوروی [سابق] با سنگاپور (اواخر دهۀ ۱۹۵۰)، از یک سازۀ تعاملی استفاده شده است و بدین‎منظور بیانیه‎های دیپلماتیک و عمومی که رهبران کشورهای درگیر در جنگ تسلیم کرده‎اند به‎عنوان یک مجموعۀ متوالی محرک و پاسخ قلمداد شده‎اند. علاوه بر موارد استفادۀ سیاسی فوق، تحلیل محتوا می‎تواند اطلاعات روشنی را در زمینۀ نوع ارزش‎های مطرح شده و نیز گرایش‎های نامزدهای منصب‎های سیاسی در مورد مسائل خاص، و نیز تغییر این ارزش‎ها و گرایش‎ها را در واکنش به شرایط خاص و با توجه به مخاطبان آنها به‎دست دهد. تحلیل‎های مقایسه‎ای بین کشورها، تفاوت‎های موجود در ارزش‎های رهبری و خواسته‎های نخبگان و مطالعات در مورد کرسی‎های حزبی، سخنرانی‎های مقامات سلطنتی بریتانیا و شعارهای روز اول ماه مه شوروی [سابق]، زمینه‎ساز توجه و علاقه به دانشمندان سیاسی بوده است. در کنار این موارد می‎توان به تلاش‎های اولیه‎ای که برای تشخیص فنون تبلیغی و نیز شناسایی تبلغ‎گرانی که از این فنون برای تضعیف قوۀ تشخیص عقلانی استفاده میبردند اشاره کرد.

 کاربرد تحلیل محتوا در علوم اجتماعی و ادبیات

در مطالعات روان‎شناسی فردی غالباً از پاسخ‎های شفاهی به سؤالات مصاحبۀ جلسات ضبط شده روانکاوی، یادداشت‎های روزانه، نوشته‎ها و نامه‎ها استفاده می‎گردد. جست‎وجوی الگوی سخنرانی (نطق) که نشان‎گر آسیب‎های خاص روانی است؛ فنی متداول است. آزمون‎های فراافکن (Projective Tests) را که در آنها آزمودنی‎های به محرکی معیار شده پاسخ شفاهی می‎دهند و پاسخ‎ها در مرحلۀ بعد مقوله‎بندی و شمارش شوند در حقیقت باید نوعی تحلیل محتوا دانست. همچنین از تحلیل محتوا می‎توان برای پی‎بردن به حالات مختلف روان‎شناختی سخنران مثل میزان اضطراب، براساس فراوانی اختلالات کلامی (بیانی) و یا جهان‎بینی خاص او براساس نوع اشتباهات منطقی که در طی صحبت خود مرتکب می‎شود استفاده کرد. از سازه‎هایی که با استفاده از استنتاجات ثانوی به‎دست می‎آیند برای مطالعه و تحلیل یادداشت‎های خودکشی، گفت‎وگوهای افراد الکلی و نیز نطق‎های شخصیت‎های تاریخی استفاده شده است. به همان‎سان برای بازسازی دینامیسم‎های فردی و شخصیت نویسنده، نامه‎های شخصی مورد تحلیل قرار می‎گیرند. گزارش‎های شفاهی در مورد رؤیاها نیز منبع مشابهی برای کسب آگاهی به‎شمار می‎آیند که تحلیل محتوا امکان تحقیق منظم در مورد آن را فراهم می‎سازد. در آموزش و پرورش از تحلیل محتوا برای تجزیه و تحلیل پیش‎داوری‎های مربوط به مسائل نژادی و ملی متون کتاب استفاده شده است. از جملۀ موضوع‎های تحلیل، می‎توان به نحوۀ تصویرسازی متفاوت از دشمنان پیشین در کتاب‎های تاریخ اشاره کرد. از جملۀ استفاده‎های مهم آموزشی از تحلیل محتوا می‎توان به کسب آگاهی از میزان خواندنی بودن با علاقه برانگیزی متن با توجه به نوع کلمات ساختارهای دستوری و علائم نقطه‎گذاری و موارد دیگر اشاره کرد.

     ادبیات یک زمینۀ طبیعی تحلیل محتوا است. ساختار بسامد واژه‎ها و تحلیل استعاره‎های ادبی، علائم، موضوعات اجزای بیان سبک‎ها، تفاوت‎ها در سبک‎های خاص و مخاطبین موردنظر همگی در حوزۀ مطالعات تحلیل محتوا قرار می‎گیرند اما به‎ندرت جزء این مطالعات درنظر گرفته می‎شوند. شناسایی آماری مؤلف ناشناختۀ یک کتاب را باید مورد استثنایی جالبی دانست که در مورد متن کتاب قرون وسطایی سلوک‎مسیح (De imitatione Christ) و چند مورد از گزارش‎های امضا نشده فدرالیست (Federalist) و تفکیک بخش‎های یک متن که توسط مؤلفان متفاوت نگاشته شده است به‎کار برده شد. از دیگر موارد می‎توان به نکات ذیل اشاره کرد: روشن ساختن تأثیرات ادبی، تلاشی برای تعیین تاریخ اسناد از طریق تحلیل سبک‎ها و محتوای نوشته، تلاشی برای پی‎بردن به الگوهای پیشرفت در آثار ادبی یونان و جست‎وجو برای مضامینی که پرفروش‎ترین رمان‎ها را از بقیۀ رمان‎‎ها جدا می‎سازند.

     تحلیل محتوا را شاید بتوان جزء لاینفکی از یک فعالیت تحقیقی، اجتماعی گسترده‎تر دانست به‎عنوان مثال برای به حداقل رساندن خطاهای مصاحبه‎گر، پاسخ‎های باز به سؤال‎های مصاحبه غالباً در معرض تحلیل محتوا قرار می‎گیرند تا توزیع فراوانی، مقیاس‎ها، شاخص‎ها یا متغیرهایی را که در مرحلۀ بعد می‎توان آنها را با مشخصات قابل اندازه‎گیری مصاحبه‎شوندگان مستقیماً در ارتباط گذاشت، به‎دست آید. در شیوه‎های مختلف آزمایشی حل مسئلۀ شبیه‎سازی (Simulation)، شبیه‎سازی درمانی، برای تفکیک انواع تعاملات شفاهی (کلامی)، کمّی ساختن سهم اعضا در این تعاملات و مفهوم سازی نقشی که آنها در جهت‎دهی پیدایش ساختهای اجتماعی برعهده دارند، از فن تحلیل محتوا در گروه‎های کوچک استفاده می‎کنند. همچنین از طریق همبسته‎سازی معرف‎ها یا معیارهای (Measures) تحلیل محتوا، خشونت تخیلی تلویزیون با برآوردهای خشونت واقعی که از مطالعه بر روی تماشاگران حرفه‎ای و غیرحرفه‎ای به‎دست آمده است، تأثیرات رسانه‎های جمعی مورد مطالعه قرار گرفته است.

     تحلیل محتوا را همچنین می‎توان به موازات دیگر فنون تحقیق به‎کار برد و اعتبار هر نوع یافته را کنترل و یا روشن ساخت. به‎عنوان مثال در مقایسه‎ای که بین آمار واقعی جرم در یکی از شهرهای ایالات متحده، نظرسنجی در مورد میزان نگرانی ساکنان این شهر نسبت به خشونت و تحلیل محتوای پوشش جرائم در روزنامه‎های محلی به‎عمل آمد، میزان نگرانی مردم و پوشش جرائم در روزنامه همبستگی معنی‎داری را نشان داد. به این ترتیب روشن گردید که دو متغیر فوق هر دو بیان‎گر پدیده‎ای مشابه هستند که تنها به صورتی حاشیه‎ای با حقایق در ارتباط‎اند. تحلیل محتوای مقالات (رساله‎هایی) که به‎وسیلۀ دانشجویان نوشته شده‎اند نتایجی را به‎دست داد که با یافته‎های به‎دست آمده از پرسشنامۀ گرایش سنجی که به‎وسیلۀ همان دانشجویان تکمیل شده بود شباهتی قابل ملاحظه‎ای داشت. چنین مشابهت‎های اطمینان تحلیل‎گران را نسبت به اعتبار یافته‎هایشان افزایش می‎دهند و توجیهی برای قابلیت جانشینی فنون هستند. از سوی دیگر مطالعه‎ای که برای یافتن همبستگی قوی در بین شیوه‎های گوناگون شمارش مراجع برای رؤسای جمهوری ایالات متحده انجام شد و عموماً به‎عنوان شاخصی برای محبوبیت یا اهمیت آنها قلمداد می‎شد، با رتبه‎بندی‎ای که نویسنده متن برای اهمیت این رؤسای جمهور قائل شده بود، همبستگی قابل قبولی را به‎دست نداد. نکتۀ فوق زیان استفاده از شاخص‎ها و اهمیت اعتباردادن به هر نوع تحلیل محتوا را نشان می‎دهد.

 مراحل و معیارهای انجام تحلیل محتوا

تحلیل محتوا عموماً از شش مرحله تشکیل می‎شود که این مراحل به‎صورت منظم استفاده از این فن را مشخص می‎سازند.

˜ طرح (Design). طرح مرحلۀ مفهومی است که در آن تحلیل‎گران به تعریف زمینۀ کار خود و نیز آنچه مستقیماً امکان مشاهده آن را ندارند و خواهان آگاهی از آنند، می‎پردازند. همچنین در این مرحله تحلیل‎گران به جست‎وجوی منبع اطلاعات مهم که ممکن است در دسترس باشند و یا امکان دسترسی به آنها وجود داشته باشد، پذیرش یک سازۀ تحلیل که دانش موجود در زمینۀ رابطۀ داده و متن را فرمول‎بندی می‎کند و مرحلۀ استنتاجی ناشی از حرکت از یک زمینه به زمینۀ دیگر را در بردارد، اقدام می‎کنند. سه مشخصۀ اصلی فوق چارچوب تحلیل را تشکیل می‎دهند. علاوه بر این ترسیم روش‎های تجربی مورد استفاده، شرایطی را که تحت آنها استنتاجات حاصل از مشاهده را می‎توان معتبر دانست ـ سنجش آنچه مدعی اندازه‎گیری آن هستیم ــ دقیقاً مشخص می‎گرداند.

˜ واحدبندی (Unitizing). مرحلۀ تعریف و نهایتاً شناسایی واحدهای تحلیل از میان داده‎های موجود را «واحدبندی» می‎گویند. واحدهای نمونه‎گیری امکان تنظیم یک نمونۀ معرف آماری از جامعه آماری را که ممکن است شامل کل کتاب‎ها، داستان‎های تلویزیونی، شخصیت‎های تخیلی، مقالات (رسانه‎ها) و تبلیغات باشد، در برمی‎گیرند. واحدهایی که هریک دارای معنایی مستقل است، واحد ثبت (Recording Unit) گفته می‎شوند. مثلاً واحدها ممکن است به رخدادها و افراد یا کشورها، اظهارات ارزیابی کننده و گزاره‎ها و مضامین ارجاع شوند.

˜ نمونه‎گیری. با اینکه فرآیند استخراج‎ نمونه‎های معرف را نباید از مراحل طبیعی تحلیل‎ محتوا دانست اما با این ‎حال لازم است که: ۱٫ خطاهای آماری را که در بیشتر مطالب نمادین مورد تحلیل نهفته‎اند از میان برداشت. مثلاً گرایش‎های افراد مهم در رسانه‎های جمعی بیشتر منعکس می‎شوند تا گرایش عامۀ مردم؛ ۲٫ باید اطمینان حاصل کرد که سلسله مراتب غالباً شرطیِ واحدهای انتخاب شدۀ نمونه‎گیری (مثل نشریات، تاریخ‎های روزنامه، تعداد صفحات، مقالات، بندها، کلمات) معرف سازمان پدیده‎های نمادینی مورد مطالعه باشند.

˜ رمزدهی [کُدگذاری] (Coding). مرحلۀ توصیف واحدهای ثبت شونده و یا طبقه‎بندی آنها برحسب مقولات سازه‎های تحلیلی انتخاب شده را «رمزدهی» گویند. این مرحله در حقیقت بازنمای تصور اولیه از معنی است و آن را می‎توان هم از طریق آموزش‎های صریح به کدگذاران آموزش دیده و هم از راه کدگذاری کامپیوتری انجام داد. دو اصل معیار ارزیابی و روایی (Reliability) که از طریق توافق بین کدگذاران [و تشخیص آنها] از اهمیت‎یابی اهمیتی مقولات سنجیده می‎شود، غالباً در تعارض با یکدیگرند. کدگذاران انسانی معمولاً از روایی برخوردار نیستند اما در مقابل در تفسیر متون پیچیده از نظر معنی‎شناسی دارای استعدادند. کامپیوتر مشکل روایی را ندارد اما باید برای شبیه‎سازی بخش اعظم استعداد زبانی یک سخنران بومی به آن برنامه داد. پیشرفت‎های عمده و قابل ملاحظه در استفاده از کامپیوترها وکاربرد آنها معمولاً معیار «معنی‎داری» را فدای روایی و سرعت می‎کند.

˜ استخراج نتایج. مهم‎ترین مرحله در تحلیل محتوا نتیجه‎گیری است. این مرحله در واقع کسب شناخت ثابت در مورد نحوۀ پیوستگی توضیح متغیر از داده‎های کدگذاری شده با پدیده‎ای است که محقق خواهان آگاهی از آن است. مراحل لازم برای نتیجه‎گیری معمولاً روشن نیستند. اینکه فراوانی مراجع چگونه نشان‎گر توجه یک منبع به موضوع مورد توجه خود است، کدام سبک خاص ادبی منحصراً شناسانندۀ یک مؤلف خاص است و نحوه‎ای که تمایل به صفات خاص کلامی سخنران یا مستمع را متجلی می‎سازند؛ سؤالاتی هستند که باید با روش‎هایی مستقل پاسخ داده شوند. همچنین لازم است که چنین سازه‎های تحلیلی، بسیار ساده باشند. تحلیل‎گران در استخراج اطلاعات سری نظامی از منابع خبری دشمن از «نقشه‎های» دقیق روابط شناخته شده که شامل نقش و تضادهای میان رهبری ملی و جمعیت مخاطب می‎شود، استفاده می‎کنند. به همین‎سان سبک‎های خاص استدلال افراد از چند سطح تشکیل می‎شود که هر سطح از سازه‎های روان‎شناختی دقیق تشکیل می‎شود.

Å معتبرسازی (Validation). معتبرسازی آمال و غایت هرکار تحقیقی است. با وجود این جهت‎گیری تحلیل محتوا به استنتاج از آنچه مستقیماً قابل مشاهده نیست و در دست نبودن شواهد اعتبار دهندۀ معتبرسازی نتایج تحلیل محتوا را محدود می‎سازد. مثلاً باید پرسید که با وجود آگاهی قبلی از فعالیت‎های برنامه‎ریزی شده چرا باز به‎دنبال به‎دست آوردن اطلاعات سری نظامی از تبلیغات دشمن هستیم؟ و یا با وجود قابلیت اندازه‎گیری مستقیم نوع موضوعات مورد توجه رسانه‎ها چرا به‎دنبال استنتاج و آگاهی‎یابی از موضوعات مورد توجه رسانه‎ها هستیم؟ و بالأخره اگر امکان مصاحبه مثلاً باکِنِدی فراهم بوده است، چرا به‎دنبال کسب آگاهی از گرایش‎های روبه تغییر کندی در خلال بحران موشکی کوبا با استفاده از پیام‎های ارتباطی او بودیم؟ در هرحال پیش از انجام تحلیل محتوا باید شواهد اعتباردهنده را حداقل در مورد یافته‎ها به‎دست داد.

Å محدویت‎های تحلیل محتوا. فن تحلیل محتوا علیرغم داعیه تعمیم‎پذیری خود، از محدودیت‎های ذاتی برخوردار است. اولین محدودیت از تعهد آن به تصمیم‎گیری علمی نشئت می‎گیرد. یافته‎های معنی‎دار آماری، مستلزم واحدهای تحلیل بسیار هستند و جست‎وجوی چنین یافته‎هایی معادل با یک تعهد کمّی‎گرایانه است. چنین خصلتی انگیزه‎ای برای تحلیل ارتباطات ویژه یا «گفتمان» (Discourse) است که مشخصۀ تحقیقات ادبی، تاریخی یا روان‎کاوانه است.

 دومین محدودیت از ضرورت قابلیت بازنمایی ناشی می‎شود. این قاعده مستلزم تعیین رده‎های ثابت و مستقل از مشاهده‎گر و نیز دستورالعمل‎هایی است که باید آنها را بدون توجه به تحلیل‎گر و موضوع مورد تحلیل کُدگذاری کرد. استفاده از تحلیل محتوای کامپیوتری ناشی از چنین محدودیتی است. با استفاده از کامپیوتر داده‎ها در زمینه‎هایی مورد استفاده قرار می‎گیرند که تفاسیر ثابت و واضحی را دربردارند و امکانی را برای داده‎هایی که معانی آنها در فرآیند ارتباطات تغییر می‎کنند و نیز تغییراتی که مشخصۀ ارتباط برقرارکنندگان مختلف و یا گروه‎های اجتماعی درگیر است فراهم نمی‎سازد. چنین ابهاماتی در رسانه‎های سیاسی و شخصی متداول‎اند.

     تحلیل محتوا مستلزم مشارکت در انباشت نظریۀ اجتماعی است و این خود سومین محدودیت آن است. اگر مقولات (رده‎ها) از خود اطلاعات تحلیل شده به‎دست آیند، در آن صورت یافته‎ها فقط برای اطلاعات موجود قابلیت تعمیم دارند. اگر این یافته‎ها از یک نظریۀ کلی گرفته شده باشند، در آن صورت غنای نمادین و خاص بودن داده‎های موجود غالباً نادیده گرفته می‎شود. در هرحال پوشش این محدودیت‎ها غالباً با دشواری همراه است.

(برگرفته از:  رسانه، سال ۵، ش ۴، زمستان ۱۳۷۳: ۵۰-۴۶)

لطف این صفحه را به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • email

انتهای پیام / پایگاه خبری واطلاع رساني مركز همبستگي رسانه ها / کد خبر: 476
طبقه بندی: رسانه ها / برچسب:




نظر شما:

1- گزینه های ستاره دار الزامی می باشند.
2- ایمیل شما نمایش داده نمی شود.
3- لطفا جهت دریافت پاسخ نظر خود حتما ایمیل خود را بصورت صحیح وارد نمائید.
نام *
ایمیل *
سایت